کارگاه روابط عمومی در بحران ظهر امروز در دانشگاه علوم پزشکی یاسوج با ارائه احسان خانمحمدی –روزنامهنگار و دانشآموخته دکتری جامعهشناسی- در حضور کارشناسان روابط عمومی این دانشگاه برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، خانمحمدی در این کارگاه، با اشاره به اهمیت بازنمایی رسانهای عنوان کرد: رسانه و روابط عمومی صرفاً واقعیت را بیان نمیکند، بلکه آنها واقعیت را میسازند؛ به اینصورت که هر شخص روزنامهنگار و یا کارشناس روابط عمومی، بدون آنکه خود آگاهی داشته باشد، دارای پیشفرضها و پیشزمینههایی است که بر نگاه او به واقعیت تأثیرگذار است. این پیشفرضها در نهایت، مشخص میکنند خروجی خبری که کارشناس روابط عمومی منتشر میکند، چگونه باشد.
وی در ادامه با ذکر یک مثال تشریح کرد: فرض کنید یک سیل در کشور رخ داده است؛ سیل در اینجا یک واقعیت است که به خودی خود فاقد معناست. تا زمانی که ما آن را به تصویر نکشیم و یا با کلمات و مفاهیم، آن را در قالب زبان درنیاوریم، سیل معنایی پیدا نمیکند. اما حالا سه موقعیت مختلف را در نظر بگیرید؛ فرض کنید کارشناس الف دارای جهتگیری مذهبی است؛ وی وقتی که میخواهد خبری یا روایتی در مورد این حادثه منتشر کند، احتمالاً تبیینی مذهبی و الهیاتی از آن به دست دهد. ممکن است در خبری که وی منتشر میکند، رگههایی از مجازات به خاطر عقوبت گناه به تصویر کشیده شود. یعنی علت سیل به عنوان یک حادثه، عدم پاینبدی به اعتقادات مذهبی در نظر گرفته شود. در نتیجه راهکار هم یک راهکار مذهبی خواهد بود. حالا فرض کنیم کارشناس ب، دارای نگاه انتقادی به سیاستهای دولت است. این کارشناس، علت وقوع سیل و حوادث و پیامدهای ناشی از آن را به کمکاری دولت در عدم هشدار جدی به مردم، سیلبند و سایر اقدامات زیربنایی که وظیفه دولت است، معرفی میکند. در نتیجه راهکار مقابله با این حوادث در آینده هم بر اساس این روایت به اقدامات دولت برمیگردد. حالا برویم سراغ کارشناس جیم. فرض کنید نفر سوم دارای تحصیلات علمی در حوزه زمینشناسی و آب است؛ احتمالاً این فرد علت وقوع سیل را ناشی از فعل و انفعالات زمینشناسی و طبیعی معرفی میکند و راهکار هم متفاوت خواهد بود.
وی افزود: بنابراین یک حادثه خاص، در سه نوع نگاه خاص، سه معنای متفاوتی پیدا میکند. ازاینروست که گفته میشود مهمتر از اصل واقعه، شیوه روایت کردن آن است. هر چند در زمانهای عادی، همانطور که گفته شد، روایت بسیار مهم است، اما اهمیت آن در دوران بحران، چندبرابر بیشتر میشود؛ چرا که هر نوع روایت میتواند امید بیافریند یا اظطراب جمعی تولید کند؛ اینجاست که وظیفه کارشناسان روابط عمومی در دوران بحران و جنگ، بسیار بیشتر از حالتهای عادی است.
خانمحمدی در ادامه این کارگاه، با ذکر یک مثال فرضی گفت: فرض کنید امروز پهپادهای اسرائیلی در آسمان کهگیلویه و بویراحمد رؤیت شوند یا بر اثر حمله هوایی، جایی در استان آسیب ببیند. در این حالت کارشناسان روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج په وظیفهای بر عهده دارند؟
این روزنامهنگار در پاسخ به این سؤال به چهار محور مهم اشاره کرد؛ نخستین محور، چیزی است که به آن زمان طلایی گفته میشود. بعد از چنین حادثهای، یک محدوده زمانی بین یک تا 15 دقیقه را زمان طلایی مینامند. در این فاصله کارشناسان روابط عمومی وظیفه دارند روایت خود از حادثه را بسازند. چرا که مردم در این محدوده زمانی منتظر هستند بفهمند چه اتفاقی افتاده است؛ اگر زمان بگذرد و روابط عمومی دانشگاه واکنشی نشان ندهد، افسار روایت را از دست خواهد داد. اما اگر اطلاع چندانی هم به دست کارشناسان روابط عمومی نرسیده باشد، باید به صورت کلی هم که شده واکنش نشان دهند؛ مثلاً میتوان گفت: «در ساعت ... حادثهای در محدوده ... رخ داده است. تیمهای ما در محل حاضرند. اطلاعات دقیق به محض نهایی شدن اعلام میشود.»
همین جملات کوتاه میتواند مرجعیت رسانهای روابط عمومی دانشگاه را حفظ کند.
وی گفت: علاوه بر زمان طلایی، کارشناسان روابط عمومی باید به مسأله اعتبار خبر خود نیز توجه کنند؛ سخنی و روایتی پذیرفته میشود که در نظر مخاطبان دارای اعتبار باشد؛ اما برای رسیدن به این سطح از اعتبار چه باید کرد؟ در مرحله نخست، لازم است که به قانون «بدترین سناریو را اول بگو» رجوع کرد. مثلاً اگر ۳ شهید و ۱۰ مجروح دارید، نگویید تعدادی شهید و مجروح. بلکه باید گفت تا این ساعت، ۳ نفر از هموطنانمان به شهادت رسیدهاند و ۱۰ نفر مجروح شدهاند که ۲ نفرشان بدحال هستند. چرا؟ چون اگر شما کم بگویید و بعد عدد واقعی لو برود، تمام اعتبارتان نابود میشود. اگر درست بگویید، مردم میگویند راست میگفتند و حرف بعدی شما را هم باور میکنند.
وی گفت: قانون دوم، منابع انسانی قابل راستآزمایی است؛ یعنی هر خبری که میدهید، باید بتوانند آن را چک کنند. مثلا گفته شود مدیر بحران دانشگاه، البته با ذکر نام، در محل حادثه حاضر است و آمبولانس شماره فلان در حال انتقال مصدومین به بیمارستان ... است. یعنی نام، شماره، مکان مشخص، همگی باید گفته شوند؛ چرا که روایت مبهم مثل مسئولین در حال بررسی هستند، اعتبار صفر دارد.
این جامعهشناس در ادامه، به قانون سوم در افزایش اعتبار اشاره کرد و گفت: قانون بعدی، قانون عذرخواهی به جای توجیه است؛ اگر اشتباه کردید (مثلاً دیر اعلام کردید، آمار را اشتباه گفتید)، سریع بگویید اشتباه کردیم، تصحیح میکنیم. توجیه مثل بر اثر فشار روانی جنگ، فقط بدتر میکند. مثلاً در بحران کرونا، یک دانشگاه اعلام کرد کمبود تخت نداریم و ۲ ساعت بعد تصاویر مردم روی زمین پخش شد. عذرخواهی نکردند؛ اعتبارشان صفر شد.
این روزنامهنگار در ادامه به مسأله همدلی اشاره کرد و گفت: دستگاههایی مثل وزارت دفاع عملیات نظامی را روایت میکنند. اما شما در دانشگاه علوم پزشکی، درد مردم را روایت میکنید. اگر فقط آمار بدهید و از درد حرف نزنید، شبیه یک ماشین اطلاعرسانی میشوید. مثلاً به جای ۳ شهید، بهتر است بگویید ۳ پدر، همسر، فرزند که برای نجات دیگران جان دادند. یا به جای مجروحین در بیمارستان بستری هستند، بگویید پرستاران ما در بخش سوختگی، بدون وقفه کار میکنند. شب گذشته یکی از پرستاران ما ۱۴ ساعت بیوقفه شیفت بود. یا اگر خانواده پرسنل خودتان هم آسیب دیدهاند (مثلاً خانه یک پرستار بمباران شده)، اول از همه آن را اعلام کنید. این یعنی ما هم مثل شماییم. اما یک تله بزرگ وجود دارد که نباید در دام آن افتاد. در جنگ، بعضی روابط عمومیها فکر میکنند همدلی یعنی دشمنکشی و شعار دادن. که این اشتباه محض است؛ همدلی یعنی نشان دادن اشک و لبخند پرسنل خودتان در کنار تخت بیمار. یعنی یک ویدئوی ۳۰ ثانیه از پرستاری که خسته ولی لبخند میزند، قدرتش از ۱۰ بیانیه سیاسی بیشتر است.
وی در ادامه به چهارمین محور سخنان خود اشاره کرد و گفت: مسأله مهم بعدی، کنترل است؛ اینکه کارشناسان روابط عمومی باید اجازه ندهند کنترل روایت از دستشان دربرود.
وی با بیان اینکه کنترل یعنی شما رئیس روایت هستید، نه واکنشدهنده به روایت دشمن، گفت: چند راهبرد عملی برای کنترل بحران وجود دارد که به برخی از آنها اشاره میکنیم؛ یکی از آن راهبردها این است که خودتان سوال بپرسید و خودتان جواب دهید. پیش از اینکه رسانههای معاند بپرسند آیا بیمارستان شما آماده جنگ است؟، خودتان در کانال رسمی بگویید برخی میپرسند آیا بیمارستان ما ظرفیت جنگ را دارد؟ پاسخ: بله، اما با کمبودهایی در [چیزی مشخص مثل برق اضطراری]. مشغول رفع آن هستیم. این کار یعنی شما زمین بازی را میچینید.
وی با اشاره به راهبرد بعدی گفت: گاهی لازم است از تکنیک پل زدن استفاده کنید. اگر خبرنگار یا یک شهروند سوالی پرسید که نمیخواهید جواب دهید، جواب ندهید بلکه به نقطه قوت خود پل بزنید و مثلاً بگویید سوال شما مهم است، اما آنچه امروز اهمیت حیاتی دارد، این است که ۴ نوزاد نارس در بخش آیسییو موفق شدند زنده بمانند. با این کار، کنترل را در دست خواهید داشت.
وی با اشاره به اینکه در نهایت میتوان پس از رفع بحران، خلاصه نهایی خود را نوشت، گفت: وقتی آرامش نسبی برگشت، یک گزارش ۵۰۰ کلمهای از عملکردتان منتشر کنید و بیان کنید که چه کردید، کجا کمبود داشتید، از کی تشکر میکنید، به خانواده شهدا چه کمک کردید. اگر این کار را نکنید، دشمن جمعبندی را میکند و روایتش را تبدیل به روایت اصلی میکند.
در ادامه این کارگاه، سه سناریی فرضی برای شرایط جنگی به تصویر کشیده و توضیح داده شد تا کارشناسان روابط عمومی در شرایط بحران، آمادگی عملی لازم را داشته باشند.
در ادامه مشاور عالی ریاست دانشگاه علوم پزشکی یاسوج ضمن قدردانی از تلاشها و زحمات همکاران حوزه روابط عمومی، بهویژه در شرایط حساس و بحرانی، بر اهمیت برگزاری چنین کارگاههای تخصصی و کاربردی تأکید کرد.
دکتر هادی نیا همچنین از حضور و همراهی اعضای روابط عمومی دانشگاه در مدت اخیر قدردانی و گفت: یادآوری مداوم اصول و سیاستهای مهم، بهویژه در حوزه روابط عمومی، امری ضروری و مؤثر است.
وی شایستهسالاری و استفاده از نیروهای متخصص و توانمند را از دیگر رویکردهای مهم دانشگاه عنوان کرد، رویکردی که به گفته دکتر هادی نیا، در کاهش ذهنیتهای منفی گذشته و تقویت جایگاه علمی و آکادمیک دانشگاه نقش مؤثری داشته است.
دکتر هادی نیا در پایان نقش روابط عمومی بهعنوان حلقه اتصال دانشگاه و مردم را بسیار مهم و اثرگذار دانست و تأکید کرد: این حوزه میتواند با اطلاعرسانی درست، صادقانه و مستمر، به افزایش اعتماد عمومی و ارتقای اعتبار اجتماعی دانشگاه کمک کند.
