صیاد خردمند دکترای جامعه شناسی و مدیر روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در یادداشتی به نقش رسانه ها در شکل گیری زنجیره اضطراب حین بحران نظامی و نحوه مواجهه‌ با اخبار جنگی پرداخت.

 

به گزارش وب دا؛ در این یادداشت آمده است:

 

در شرایط جنگی جامعه، آنچه کمتر از خود جنگ دیده می‌شود، نحوه مواجهه ما با خبر است؛ اینکه چگونه خبر می‌خوانیم، چگونه خبر می‌نویسیم و چگونه آن را بازتولید و بازنشر می‌کنیم. 

روشن است که جنگ کنونی فقط در میدان رخ نمی‌دهد و ما این روزها شاهد جنگ اطلاعاتی و شناختی نیز هستیم؛ این جنگ، در ذهن‌ها، شبکه‌های اجتماعی و در روایت‌ها نیز جریان دارد. اگر این لایه اجتماعی و روانشناختی را نبینیم، بخش مهمی از واقعیت را نادیده گرفته‌ایم.

 

خبر و تجربه زیستی مردم

در وضعیت جنگی، نباید خبر را صرفاً انتقال یک رویداد در نظر گرفت؛ خبر حالا بخشی از تجربه زیسته مردم است. انتشار هر تیتر و تصویر و هر جمله می‌تواند اضطراب را تشدید، یا آن را تعدیل کند. از نظر روانشناسی اجتماعی، جامعه در چنین شرایطی وارد فاز هوشیاری بالا می‌شود؛ یعنی افراد به‌طور مداوم در حالت انتظار تهدید قرار می‌گیرند. 

در این وضعیت، مغز تمایل دارد اطلاعات منفی را سریع‌تر جذب کند و بزرگ‌نمایی کند. به همین دلیل، یک خبر تأییدنشده یا یک تیتر اغراق‌آمیز می‌تواند به‌سرعت موجی از ترس جمعی ایجاد کند.اینجاست که مسئولیت خبرخوانی و خبرنویسی چند برابر می‌شود. 

 

نقش رسانه ها در شکل گیری زنجیره اضطراب حین بحران نظامی

 

مسئله این نیست که مردم خبر نخوانند یا رسانه‌ها خبر ننویسند؛ مسئله این است که چگونه این کار انجام شود. در شرایط فعلی، مصرف بی‌وقفه و بی‌فیلتر خبر، عملاً به بازتولید اضطراب منجر می‌شود. کسی که هر ده دقیقه یک‌بار کانال‌ها را بالا و پایین می‌کند، در واقع خود را در معرض یک بمباران روانی قرار داده است. این وضعیت، به‌مرور باعث فرسودگی ذهنی، کاهش قدرت تحلیل و حتی بی‌حسی عاطفی می‌شود؛ حالتی که فرد دیگر نه توان واکنش دارد و نه توان درک دقیق.

از سوی دیگر، در سطح تولید خبر نیز مسئله کمتر از این نیست. در شرایط جنگی، مرز بین اطلاع‌رسانی و تحریک بسیار باریک می‌شود. استفاده از واژه‌ها، نحوه تیتر زدن، انتخاب تصاویر و حتی زمان انتشار خبر، همه در شکل‌دهی به ادراک جمعی نقش دارند. وقتی یک رسانه بدون تأیید کافی، خبری را منتشر می‌کند یا برای جلب توجه از ادبیات هیجانی استفاده می‌کند، عملاً در حال دامن زدن به ناامنی روانی است؛ حتی اگر نیتش چیز دیگری باشد.

اهمیت خبر در جهت دهی هیجانات جامعه

از زاویه جامعه‌شناختی، جامعه در وضعیت جنگی به‌سمت تراکم هیجانی حرکت می‌کند؛ یعنی احساسات جمعی، از ترس و خشم گرفته تا امید و همبستگی، به‌شدت فشرده و متراکم می‌شوند. در چنین وضعیتی، خبر می‌تواند این هیجانات را جهت‌دهی کند. اگر روایت‌ها به‌گونه‌ای باشند که صرفاً بر تهدید و ناامنی تأکید کنند، جامعه به‌سمت اضطراب مزمن حرکت می‌کند. اگر در کنار واقعیت‌ها، نشانه‌هایی از کنترل، مدیریت و امکان کنش نیز دیده شود، جامعه می‌تواند تعادل خود را تا حدی حفظ کند.

این به معنای پنهان‌کاری یا سانسور نیست؛ بلکه به معنای مسئولانه نوشتن است. خبرنویسی در شرایط جنگی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند دقت، احتیاط و فهم پیامدهای اجتماعی است. اینکه یک خبر چه تأثیری بر خانواده‌ای در یک شهر دور از مرکز می‌گذارد، یا چگونه می‌تواند رفتار جمعی را تغییر دهد، بخشی از همان چیزی است که باید در نظر گرفته شود.

 

هر تصویری لزوما بازتاب واقعیت نیست 

در سمت مخاطب نیز، نوعی سواد خبری در شرایط بحران لازم است. مخاطب باید بداند که هر خبری ارزش مصرف ندارد، هر منبعی قابل اعتماد نیست و هر تصویری لزوماً بازتاب واقعیت نیست. در شرایط فعلی، یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها، توانایی توقف است؛ اینکه فرد بتواند در برابر سیل خبر، مکث کند، منبع را بررسی کند و از بازنشر شتاب‌زده پرهیز کند. چرا که بازنشر یک خبر نادرست، می‌تواند به یک زنجیره اضطراب در سطح جامعه دامن بزند.

نکته مهم دیگر، مسئله عادی‌سازی جنگ است. وقتی جامعه به‌طور مداوم در معرض اخبار جنگی قرار می‌گیرد، به‌مرور نوعی عادت شکل می‌گیرد؛ تصاویری که در ابتدا شوک‌آور بودند، کم‌کم عادی می‌شوند. این عادی‌سازی، از یک‌سو می‌تواند به کاهش حساسیت اخلاقی منجر شود و از سوی دیگر، باعث بی‌تفاوتی نسبت به رنج دیگران شود. اینجاست که رسانه باید بین اطلاع‌رسانی و حفظ حساسیت انسانی، تعادل ایجاد کند.

در کنار این‌ها، مسئله وحدت نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. در شرایطی که جامعه تحت فشارهای مختلفی قرار دارد، نحوه روایت خبر می‌تواند به تقویت یا تضعیف انسجام اجتماعی منجر شود. اگر خبرها به‌گونه‌ای بازنمایی شوند که شکاف‌ها را برجسته و بر تضادها تأکید کنند، انسجام اجتماعی آسیب می‌بیند. اما اگر در کنار بیان واقعیت‌ها، بر نقاط مشترک، همدلی و مسئولیت جمعی نیز تأکید شود، می‌توان از ظرفیت خبر برای تقویت وحدت استفاده کرد.

 

فرسایش روانی یا حفظ تعادل؟ 

 

شاید در روزهای عادی، خبر صرفاً یک متن باشد؛ اما امروز، خبر بخشی از زیست ماست. اینکه چگونه آن را می‌نویسیم و چگونه آن را می‌خوانیم، می‌تواند تعیین کند که این جامعه، در این شرایط جنگی، به‌سمت فرسایش روانی حرکت کند یا بتواند با حفظ تعادل، از این مرحله عبور کند.