به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، در این نشست تخصصی و نخبگانی که با هدف واکاوی چالشهای ساختاری نظام سلامت برگزار شد، دکتر محسن شمس، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج به عنوان سخنران به ایراد سخنرانی پرداخت و ابعاد مختلف تقدم بهداشت بر درمان و موانع پیشروی آن را تشریح کرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج با اشاره به قدمت تعریف سلامت توسط سازمان جهانی بهداشت (از سال ۱۹۴۸) و بررسی چالشهای مفهومی آن، بر ضرورت تفکیک علمی حوزههای بهداشت، درمان و توانبخشی تأکید کرد و گفت: این سه حوزه به عنوان مکمل یکدیگر عمل میکنند و نباید در کارکرد یکدیگر تداخل داشته باشند.
وی با دستهبندی جامعه به ۶ گروه بهداشتی و درمانی (شامل افراد سالم، افراد با بیماری پنهان، بیماران آگاه، و افراد دارای ناتوانیهای قابلبرگشت و غیرقابلبرگشت) افزود: سه گروه از این شش گروه
دکتر شمس در ادامه سخنان خود، دلایل اصلی اولویتیافتن درمان بر بهداشت در سیستمهای سلامت را به چهار دسته تقسیم کرد:
- دلالتهای اقتصادی و ساختاری: بازار مالی قوی در حوزه درمان، دارو و تجهیزات پزشکی که جذابیت اقتصادی بالایی برای سرمایهگذاران و ذینفعان ایجاد میکند؛ در حالی که بخش پیشگیری فاقد چنین بازار سودآوری است.
- ملموس بودن نتایج درمان برای جامعه: نتایج خدمات درمانی بلافاصله پس از ارائه خدمت (مانند جراحی یا گچ گرفتن شکستگی) ملموس و قابل درک است، اما نتایج اقدامات بهداشتی و پیشگیرانه دیربازده و نامحسوس هستند.
- موانع روانشناختی: تمایل طبیعی انسانها به واکنشهای فوری به محرکهای سلامت و غفلت از اهمیت پیشگیری تا پیش از ابتلا به بیماریهای سخت.
- کوتاه بودن دوره مسئولیت سیاستگذاران: تمایل مدیران اجرایی به ارائه گزارش کارهای فیزیکی و زودبازده نظیر ساخت بیمارستانها و کلینیکها به دلیل کوتاهی دوران تصدی، در مقایسه با شاخصهای بهداشتی بلندمدت (همچون بهبود سواد تغذیهای جامعه).
این عضو هیئت علمی دانشگاه به عنوان نمونههای موفق جهانی در حوزه تقدم بهداشت بر درمان به چهار کشور اشاره کرد و گفت: کوبا با وجود بودجه محدود، بیش از ۶۰ سال است که با تمرکز بر پزشک خانواده و پیشگیری، شاخصهای سلامت بی نظیری ثبت کرده است. همچنین فنلاند با اجرای پروژه ۳۰ ساله “کارلیا” توانست مرگومیر قلبی و عروقی را تا ۷۰ درصد کاهش دهد. در ژاپن سیستم ثبت دقیق ۱۰۴ بیماری مستقر شده و در بریتانیا نیز نظام مراقبتهای اولیه (NHS) به صورت بهداشتمحور طراحی گردیده است.
دکتر شمس در بخش پایانی سخنان خود، پیشنهادات و راهکارهایی را برای تغییر ریل نظام سلامت مطرح کرد:
۱. بازتعریف شاخصهای کلیدی موفقیت (KPI): سنجش توفیق مدیران سلامت بر اساس شاخصهای پیشگیری و غربالگری، به جای شمارش تعداد تختهای بیمارستانی و جذب نیروهای درمانی.
۲. جذب شرکای قدرتمند غیردانشگاهی: همکاری فعال با شهرداریها، سازمانهای مردمنهاد (NGOها) و خیرین برای سرمایهگذاری در پیشگیری و بهداشت به جای ساخت بیمارستان.
۳. قانونمند کردن بودجه پیشگیری: اختصاص درصدهای مشخصی از بودجه دستگاههای اجرایی بزرگ (همچون شرکتهای نفت و گاز و شهرداریها) به حوزه آموزش سلامت به صورت پایدار و قانونی.
۴. ملموسسازی و پولی کردن ارزش پیشگیری: ارائه گزارشهای ملموس مالی به سیاستگذاران درباره میزان صرفهجویی در هزینهها با پیشگیری از بیماریها (نظیر هزینههای سرسامآور بیماران تالاسمی).
۵. محلهمحور کردن سلامت: جلب مشارکت مردم از طریق مدارس، مساجد و سلامتسراهای محلات برای ارتقای خودمراقبتی.
۶. استقلال نهاد پیشگیری: حرکت به سمت ایجاد سازمانهای بهداشتی مستقل و تخصصی (مانند الگوی CDC) جهت کاهش وابستگی به تصمیمات سیاسی و مقطعی دولتی.
۷. طراحی کمپینهای هدفمند آموزش و اطلاعرسانی: اجرای یک بسیج اطلاعرسانی با اهداف، مخاطبان و پیامهای مشخص جهت حساسسازی مدیران ارشد و جامعه نسبت به مقوله پیشگیری.
شایان ذکر است در پایان این نشست، حاضران به تبادل نظر و ارائه دیدگاههای خود پیرامون چالشهای اجرای پزشک خانواده در استان و آسیبهای بخش درمان پرداختند.
