عضو گروه جامعه‌شناسی دانشگاه یاسوج با تأکید بر اینکه خودکشی یک مسئله صرفاً فردی نیست، گفت: برای مدیریت مؤثر این آسیب اجتماعی، پیش از هرگونه مداخله باید الگوهای خودکشی، گروه‌های در معرض آسیب، تفاوت‌های سنی، جنسی و منطقه‌ای و همچنین عوامل فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر آن به‌صورت دقیق شناسایی شود.

دکتر حیدری در نشست مفاهمه که با  بررسی مسئله آسیب های اجتماعی در دانشگاه علوم پزشکی یاسوج برگزار شد، اظهار کرد: مسائل اجتماعی از مسائل فردی و حتی مخاطرات طبیعی متفاوت‌اند؛ زیرا بخش قابل توجهی از جامعه را درگیر کرده، موجب نگرانی عمومی می‌شوند و نیازمند چاره‌جویی در سطح ساختارهای اجتماعی هستند.

وی با بیان اینکه خودکشی کامل تنها بخش قابل مشاهده این پدیده است، افزود: آنچه مشاهده می‌کنیم در واقع بخش کوچکی از یک «کوه یخ» است و بخش بزرگ‌تر آن شامل افکار خودکشی و اقدام‌های نافرجام می‌شود که نیازمند توجه جدی‌تری است.

دکتر حیدری شناخت دقیق الگوهای خودکشی را نخستین مرحله مداخله دانست و گفت: لازم است مشخص شود چه گروه‌های سنی، جنسی و جغرافیایی بیشتر در معرض خطر قرار دارند، چه شیوه‌هایی برای اقدام به خودکشی استفاده می‌شود و چه تفاوتی میان اقدام به خودکشی و خودکشی منجر به مرگ وجود دارد.

وی با اشاره به ضرورت تفکیک سه مرحله «توصیف، تبیین و مدیریت مسئله» بیان کرد: در مرحله نخست باید بدانیم با چه پدیده‌ای مواجه هستیم، در مرحله دوم علل آن را از منظرهای مختلف بررسی کنیم و در مرحله سوم بر اساس همان تبیین‌ها برای مدیریت و کاهش مسئله سیاست‌گذاری شود.

عضو گروه جامعه‌شناسی دانشگاه یاسوج با تشریح نقش «ساختار، کارگزار و عاملیت» در تحلیل خودکشی، گفت: در برخی موارد به‌ویژه برای زنان، ساختارهای اجتماعی و فرهنگی بیش از آنکه توانمندساز باشند، محدودکننده و فشارآور هستند و می‌توانند میزان اختیار و قدرت تصمیم‌گیری فرد را به حداقل برسانند.

وی به برخی مطالعات انجام‌شده در استان اشاره کرد و افزود: در مواردی مشاهده شده است که ترس از واکنش خانواده یا فشارهای هنجاری، فرد را حتی پیش از وقوع یک اتفاق به سمت اقدام به خودکشی سوق داده است. این نشان می‌دهد که فشار اجتماعی و محدودیت عاملیت می‌تواند در بروز چنین رفتارهایی نقش جدی داشته باشد.

دکتر حیدری شکاف میان انتظارات نسل جدید و واقعیت زیست اجتماعی را از دیگر عوامل مهم دانست و گفت: جوان امروز در فضای رسانه‌ای با الگوهای گسترده‌ای از حق انتخاب، مشارکت و آزادی تصمیم‌گیری مواجه است، اما ممکن است در محیط محلی و خانوادگی با محدودیت‌های جدی روبه‌رو شود؛ این ناسازگاری میان انتظارات و واقعیت می‌تواند زمینه فشار روانی و اجتماعی را افزایش دهد.

وی ادامه داد: در برخی موارد، ناامیدی نسبت به تغییر شرایط موجود نیز به این فشار افزوده می‌شود و فرد خودکشی را به‌عنوان راهی برای رهایی از یک شیوه زیست فشارآور تلقی می‌کند.

این جامعه‌شناس با تأکید بر اینکه نوع مداخله باید متناسب با نوع تحلیل مسئله باشد، گفت: اگر خودکشی صرفاً از منظر روان‌شناختی دیده شود، راهکار عمدتاً به مشاوره محدود می‌شود؛ اما نگاه جامعه‌شناختی ایجاب می‌کند که الگوهای فرهنگی، زبانی، ارتباطی و ساختاری نیز مورد بازنگری قرار گیرند.

دکتر حیدری خانواده و مدرسه را دو نهاد محوری در پیشگیری از خودکشی عنوان کرد و افزود: اصلاح الگوهای ارتباطی میان زنان و مردان، والدین و فرزندان، افزایش گفت‌وگو در خانواده، بالا بردن آستانه تحمل و آموزش شیوه‌های صحیح تعامل می‌تواند در کاهش رفتارهای هیجانی و اقدام‌های بدون برنامه‌ریزی مؤثر باشد.

وی با تأکید بر لزوم بازنگری نسل‌های گذشته در نوع مواجهه با نسل جدید گفت: نباید تصور کنیم همه ارزش‌ها، افکار و شیوه‌های تربیتی نسل‌های گذشته الزاماً پاسخگوی نیازهای نسل امروز است؛ بلکه باید شناخت بیشتری از هویت، خواسته‌ها و شرایط زیست نسل جدید به دست آوریم.

دکتر حیدری در پایان تأکید کرد: مدیریت مسئله خودکشی نیازمند شناخت دقیق، استفاده از راهکارهای کوتاه‌مدت و بلندمدت و عبور از نگاه‌های جزیره‌ای است و بدون توجه همزمان به ساختارهای اجتماعی، خانواده، مدرسه و شرایط فرهنگی نمی‌توان به مداخلات ماندگار دست یافت.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج: تشخیص زودهنگام علائم هشدار و تقویت مهارت‌های ارتباطی، کلید پیشگیری از آسیب‌های سلامت روان است

استاد پزشکی اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج با تأکید بر اهمیت سلامت روان در جامعه گفت: شناسایی به‌موقع علائم هشداردهنده، ارتقای سواد سلامت در خانواده‌ها و پیشگیری از رفتارهای پرخطر نیازمند مشارکت همه‌جانبه نهادهای آموزشی، بهداشتی و اجتماعی است.

دکتر منظوری در  این نشست  اظهار کرد: توجه به رفتارهای پرخطر و تمایلات آسیب به خود، یکی از اولویت‌های مهم سلامت عمومی است و ضرورت دارد غربالگری، تشخیص زودهنگام و توانمندسازی خانواده‌ها از سنین نوجوانی و مدارس به صورت جدی دنبال شود.

وی پرخاشگری، تمایل به انزوا، اختلال خواب، افت تحصیلی و ناامیدی را از جمله نشانه‌های هشداردهنده مهم برشمرد و تأکید کرد: خانواده‌ها باید هرگونه تغییر خلق و نشانه‌های کلامی یا رفتاری مبنی بر آسیب به خود را جدی بگیرند و در سریع‌ترین زمان ممکن از خدمات تخصصی مشاوره‌ای و پزشکی بهره‌مند شوند.

این استاد دانشگاه ضعف مهارت‌های ارتباطی و عدم تاب‌آوری را از عوامل زمینه‌ساز دانست و افزود: آموزش مهارت «کنترل خشم»، توانایی حل تعارض و پذیرش پاسخ منفی در دوران نوجوانی باید در تعامل میان والدین و فرزندان تقویت شود تا رفتارهای هیجانی در مواجهه با چالش‌های زندگی کاهش یابد.

دکتر منظوری با اشاره به یک یافته مهم پزشکی در بررسی سلامت دختران نوجوان تصریح کرد: در بررسی‌های بالینی مشخص شده است که در مواردی علل جسمی نظیر کم‌خونی شدید و فقر آهن می‌تواند علائمی شبیه به افسردگی و بی‌حوصلگی مفرط ایجاد کند که با مداخلات تغذیه‌ای و درمان پزشکی این کمبودها، وضعیت خلقی فرد بهبود چشمگیری می‌یابد؛ از این رو ارزیابی کامل سلامت جسمانی نوجوانان در کنار مسائل روانی ضروری است.

وی همچنین با اشاره به نقش مدیریت دسترسی به داروها تأکید کرد: ساماندهی و نظارت مستمر بر توزیع و نگهداری اصولی داروها در منزل و همچنین پرهیز از خوددرمانی و نگهداری بی‌مورد داروهای آرام‌بخش از گام‌های کلیدی خودمراقبتی در جامعه به شمار می‌رود.

این استاد پزشکی اجتماعی در پایان، ارتقای نظام ثبت و پایش رفتارهای پرخطر، توسعه مراکز مشاوره و تقویت همکاری‌های بین‌بخشی میان حوزه سلامت و نهادهای آموزشی را از مهم‌ترین اولویت‌های حوزه پیشگیری برشمرد.

تصاویر پیوست