بسم الله الرحمن الرحیم
ولا تهنوا ولا تحْزنوا وأنتم الْأعْلوْن إن کنتم مّؤْمنین
جنگ، با تمام تلخیها و ویرانیهایش، آئینهای شد از حقیقت پنهان در دلها. در کنار صدای آژیر و آوار، زمزمههایی شنیده شد از مردمانی که در تنگنای خطر، بزرگی را معنا کردند. آنان که در هنگامهی تنگدستی، اندوختهی اندک خود را میان نیازمندان قسمت کردند، با زبان بیزبانی فریاد زدند که شرافت را نه در وفور، بلکه در وفاداری باید جست.
و آنان دیگر، که انبارها را قفل زدند و روزنهی نان را بستند تا از خون مردم، بازار سیاهی بسازند، رسوای تاریخ شدند؛ چرا که در تاریکی، چهرهها روشنتر نمایان میشوند.
شیرمردانی بودند که بیهراس از مرگ، سینه بر گلوله گشودند، و در برابرشان، خائنانی پستفطرت که در پناهگاه نفاق، پنهان شدند و با خیانت و جاسوسی، جای قدمهای شهیدان را لو دادند و خون پاکشان را زمینهچین کردند. آنان، نه بزدل، که فرومایگانی بودند که به جای ایستادگی، به خنجر زدن از پشت دل خوش کردند؛ و تاریخ، خیانتشان را فراموش نخواهد کرد
شیرزنانی که در بارش بیامان بمب، خبر را رساندند، دلها را آرام کردند، و لبخند را از میان خاکستر عبور دادند؛ در حالیکه پرمدعاهایی، حتی در کلام نیز همدلی نکردند و جز سکوت، سهمی نداشتند.
سلطنتطلبانی که پیشتر، در خفا هویت فروختند و اینبار با وقاحت، ملیت را به بهای خوشخدمتی، بر میز بیگانگان نهادند. و در برابرشان، مؤمنانی که به «ایرانی بودن» خود افتخار کردند، بیآنکه تابلویی در دست گیرند یا شعاری فریاد زنند؛ آنان، زیستند با شرف و مردند با عزت.
مردمی از هر قوم و زبان، هر مذهب و مرام، با دلهایی همنفس و نفسی همدل، در کنار هم ایستادند و در آتش جنگ، صیقل یافتند و به هم نزدیکتر شدند.
دروغگویانی که با زر و زور، حقیقت را وارونه جلوه دادند، چون ابرقدرت بودند، حرفشان شنیده شد، هرچند حقیقت نداشت. و دلاورانی که سالها پیش از آینده گفتند و از اقتدار سرزمینی آگاه کردند که آن روز کسی باور نمیکرد، اما امروز، صدای آن گفتهها از فراز کلاهکهای موشکها شنیده میشود؛ و افسوس که آنان در جمع ما نیستند، اگرچه بیتردید، بر ما ناظرند.
تمدننمایانی که توحش را در زرورق قانون پیچیدند، و در عمل، قانون را پشیزی نشمردند؛ و مردمانی مظلوم که در سایهی درد و اشک، دریافتند که باید بر پای خویش ایستاد، بیتکیه بر شرق و غرب، بیهراس از هیاهو و تحریم.
آری، جنگ تنها عرصهی گلوله و خون نبود؛ میعادگاهی بود برای شناختن گوهر انسانها. و آنکه در آن میدان، شرافت فروخت، اگر زنده ماند، مردهای بیش نبود؛ و آنکه ایثار کرد، اگرچه جان داد، اما زندهترین نام را برای خویش بر تارک تاریخ نگاشت
در این میان، جای قدردانی و تعظیم است از کادر شریف درمان کشور، که در اوج بحرانها و خطرات، بیهیچ تردید و تزلزل، عملیاتی پای خدمترسانی ایستادند و سلامت را در میدان دفاع معنا کردند. و بهویژه، از کادر درمان استان خود، که با نیتی پاک و بیهیچ منتی، خالصانه و خودجوش آمادهی خدمترسانی و جانفشانی شدند. اگرچه این نعمت و فرصت والا، برایشان عملی نشد، اما چون نیتشان خیر بود، بیتردید در تقویم عمر و حافظهی این سرزمین، ماندگاری زرین و ارزشمند خواهد داشت.
در نهایت، نمیتوان از این آوردگاه عظیم سخن گفت، بیآنکه به پاس مدیریت حکیمانه، صبورانه و الهامبخش مقام معظم رهبری (مدّظلّهالعالی) سر تعظیم فرود نیاورد؛ آنجا که در میانهی تلاطمها، سکاندار کشتی آرام ملت بودند و چراغ راه برای همهی دلهای مؤمن و مقاوم
و ما آموختیم که در مدرسهی عاشورا، در میدان ایثار، در امتداد تاریخ، آنکه با ارزش زیست، پیروز است؛ هرچند بیسلاح. و آنکه با دروغ زیست، شکستخورده است؛ هرچند با زر و زور.
دکتر محمود شهامت
معاون درمان دانشگاه