به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، دکتر محمد ذوالعدل، عضو هیئت علمی دانشگاه، در ادامه هفتمین نشست مفاهمه با موضوع آسیبشناسی درمان با نگاهی تحلیلی به ریشههای شکلگیری نیازهای درمانی، خطاهای پزشکی و الزامات اصلاح نظام سلامت پرداخت.
وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به تفاوت میان نیاز واقعی و نیاز القایی در حوزه سلامت، اظهار داشت: بخشی از مطالبات درمانی جامعه، ناشی از نیازهای واقعی است، اما بخشی دیگر در نتیجه شکلگیری انتظاراتی پدید میآید که لزوماً با واقعیتهای علمی و اصول هزینه اثربخشی همخوانی ندارد.
به گفته وی، گاهی جامعه نبود برخی خدمات یا مراکز درمانی را بهعنوان یک خلأ جدی تلقی میکند، در حالی که همان نیاز میتواند با شیوههایی اثربخشتر، کمهزینهتر و علمیتر پاسخ داده شود.
دکتر ذوالعدل با ذکر نمونهای از مطالبهگری برای ایجاد برخی مراکز درمانی در مناطق کمجمعیت افزود: در بسیاری موارد، تقویت نظام ارجاع، توسعه خدمات پیشبیمارستانی و استقرار آمبولانسهای مجهز میتواند بسیار مؤثرتر و کمهزینهتر از ایجاد مراکز درمانی کمبازده باشد.
وی تأکید کرد که در سیاستگذاری سلامت، باید میان خواست عمومی و نیاز واقعی تمایز قائل شد و تصمیمگیریها بر پایه شواهد علمی صورت گیرد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه همچنین با تأکید بر اینکه جامعه باید بهعنوان شریک نظام سلامت دیده شود، تصریح کرد: دستیابی به اهداف نظام سلامت بدون همراهی و مشارکت مردم امکانپذیر نیست؛ با این حال، بخشی از انتظارات موجود در جامعه نیازمند اصلاح، تبیین و گفتوگوی کارشناسانه است و نشستهای مفاهمه میتواند بستر مناسبی برای این بازاندیشی باشد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به اهمیت ایمنی بیمار، یکی از جدیترین تهدیدهای نظام سلامت را خطاهای پزشکی عنوان کرد و گفت: هرچند نخستین قربانی خطای پزشکی، بیمار است، اما نباید از این واقعیت غافل شد که ارائهدهنده خدمت نیز دومین قربانی چنین رخدادهایی به شمار میرود.
به گفته دکتر ذوالعدل، بروز خطاهای پزشکی میتواند برای اعضای نظام سلامت پیامدهای سنگین روحی، روانی و حرفهای از جمله اضطراب، اختلال خواب، کاهش اعتماد به نفس و فرسودگی ذهنی به همراه داشته باشد.
وی با بیان اینکه خطای پزشکی امری محتمل اما هرگز قابل توجیه نیست، اظهار داشت: اینکه انسان جایزالخطاست، به معنای مشروعیت یافتن خطا نیست، بلکه به این معناست که احتمال وقوع خطا وجود دارد و به همین دلیل باید همه سازوکارهای لازم برای کاهش احتمال بروز آن فعال شوند.
عضو هیئت علمی افزود: وجود پروتکلهای بالینی، نظامهای گزارشدهی و راهنماهای درمانی دقیقاً با همین هدف طراحی شدهاند که از بروز خطا پیشگیری شود و در صورت وقوع نیز امکان تحلیل و اصلاح وجود داشته باشد.
دکتر ذوالعدل با اشاره به تجربههای جهانی در زمینه تحلیل خطاهای پزشکی، خاطرنشان کرد: رویکردهای نوین در دنیا بر این اصل استوار است که بهجای تمرکز صرف بر فرد خطاکار، باید ریشههای بروز خطا در نظام ارائه خدمت شناسایی شود.
وی افزود: در تحلیل علل بروز خطا، مجموعهای از عوامل شامل تجهیزات، محیط، نیروی انسانی، مدیریت، فرآیندها و حتی شرایط بیمار نقش دارند و نگاه تکعاملی به این مسئله، تحلیلی ناقص و غیرکارآمد خواهد بود.
وی با تأکید بر ضرورت تبدیل تهدیدها به فرصتهای اصلاح، توسعه پرونده الکترونیک سلامت و الکترونیکیسازی فرآیندهای درمانی را از مهمترین راهکارهای کاهش خطا دانست و گفت: هر جا عامل انسانی حضور دارد، احتمال بروز خطا نیز وجود دارد؛ بنابراین هر اندازه فرآیندها دقیقتر، شفافتر و مبتنی بر سامانههای هوشمند طراحی شوند، امکان خطا کاهش مییابد و توسعه فناوریهای نوین و بهرهگیری از ظرفیت هوش مصنوعی نیز میتواند در ارتقای دقت و ایمنی خدمات درمانی نقش مؤثری ایفا کند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه در ادامه، با اشاره به ضرورت تحلیل خطاهای پزشکی در بستر واقعی و با نگاه مقایسهای، تصریح کرد: نباید یک رخداد را صرفاً در سطح ظاهری آن دید، بلکه باید آن را در متن کلان نظام سلامت و در نسبت با آمارهای ملی و جهانی ارزیابی کرد. وی خاطرنشان ساخت: اگرچه حتی یک مورد خطای پزشکی نیز زیاد و غیرقابل قبول است، اما برای قضاوت منصفانه و اصلاح مؤثر، لازم است دادهها در بستر واقعی خود دیده شوند و از برداشتهای هیجانی و غیرعلمی پرهیز شود.
دکتر ذوالعدل در بخش پایانی سخنان خود، یکی دیگر از زمینههای بروز خطا را چالشهای نظام آموزش پزشکی عنوان کرد و گفت: کیفیت ورودیها، نحوه پذیرش دانشجو، ظرفیتپذیری و استانداردهای آموزشی، همگی در کیفیت خروجی نظام سلامت اثرگذارند و هرگونه ضعف در این حوزه میتواند در بلندمدت بر کیفیت خدمات درمانی تأثیر بگذارد. وی تأکید کرد که تصمیمگیری در این حوزه باید مبتنی بر ملاحظات علمی، نیاز واقعی کشور و حفظ کیفیت آموزش پزشکی باشد.
وی در پایان ضمن استقبال از برگزاری نشستهای مفاهمه، این جلسات را فرصتی ارزشمند برای شنیدن دیدگاههای کارشناسی، بازنگری در برخی برداشتهای رایج و حرکت به سوی اصلاحات مبتنی بر شواهد دانست.
