دکتر سیروس احمدی: اعتماد، زیربنای توسعه و مهم‌ترین چالش نظام سلامت
 
 
به گزارش روابط عمومی دانشگاه، دکتر سیروس احمدی عضو هیئت علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه یاسوج با تأکید بر اینکه اعتماد پایه توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است، گفت: سرمایه اجتماعی قلب تپنده جامعه به شمار می‌رود و هرگونه ضعف در آن، زمینه‌ساز آسیب‌های اجتماعی خواهد بود. به گفته او، در حوزه سلامت نیز با وجود اعتماد بیشتر مردم به پزشکان و معلمان، چالش‌های ساختاری و ضعف در ارتباط پزشک و بیمار همچنان از عوامل اصلی کاهش اعتماد عمومی است.
 
 
دکتر سیروس احمدی در سخنانی با اشاره به نقش محوری اعتماد در جوامع، اظهار کرد: کنش‌های اجتماعی بر پایه معانی شکل می‌گیرند و فرایند جامعه‌پذیری این معانی را در ذهن افراد نهادینه می‌کند. به گفته او، وجدان جمعی و سرمایه اجتماعی نیز بر رفتارهای اجتماعی اثرگذار هستند.
 
وی اعتماد را زیربنای همه ابعاد توسعه دانست و افزود: توسعه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بدون وجود اعتماد عمومی امکان‌پذیر نیست. سرمایه اجتماعی نیز به‌عنوان قلب تپنده جامعه، در صورت تضعیف، به بروز آسیب‌های اجتماعی و فرسایش اجتماعی منجر می‌شود.
 
دکتر احمدی با اشاره به تجربه زیسته خود در نظام سلامت تصریح کرد: کمبود نیروی انسانی و تجهیزات، کیفیت خدمات را تحت تأثیر قرار داده است. با این حال، تحقیقات معتبر نشان می‌دهد که مهم‌ترین عامل در خدشه‌دار شدن اعتماد عمومی به نظام سلامت، کیفیت ارتباط پزشک و بیمار است.
 
وی در پایان تأکید کرد: هرچند اعتماد عمومی به برخی بخش‌های حوزه سلامت، از جمله پزشکان و معلمان، بالاتر است، اما نظام سلامت و سازمان‌های مرتبط همچنان با چالش‌هایی روبه‌رو هستند که باید برای تقویت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی مورد توجه قرار گیرند.
 
دکتر مختاری: اعتماد به نظام سلامت، سرمایه‌ای ارزشمند که نیازمند صیانت در برابر چالش‌های اقتصادی و اجتماعی است
 
در ادامه دکتر  مختاریعضو هیئت علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه یاسوج، در تحلیل آخرین یافته‌های پیمایش‌های ملی، ضمن تایید روند متوسط رو به بالای اعتماد عمومی به نظام سلامت کشور، نسبت به تاثیرات مخرب عوامل اقتصادی و اجتماعی بر این سرمایه اجتماعی هشدار داد.
 وی با مقایسه این میزان اعتماد با سایر نهادهای حاکمیتی، از وضعیت نسبتاً مطلوب نظام سلامت ابراز خرسندی کرد، اما بر ضرورت توجه به ریشه‌های تضعیف‌کننده این اعتماد تاکید ورزید.
 
گذار از اعتماد فردی به اعتماد نظام‌مند؛ ضرورتی در دنیای مدرن
 
دکتر مختاری با تشریح پارادایم تغییر در مفهوم اعتماد در جوامع امروزی، توضیح داد: در عصر حاضر، با پیچیده‌تر شدن دانش و تخصصی شدن علوم، ارتباطات سنتی و مبتنی بر شناخت فردی کمرنگ شده است. در نتیجه، اعتماد از دایره آشنایان فراتر رفته و به سمت 'اعتماد به نظام‌های تخصصی' مانند پزشکان، قضات و سایر متخصصان سوق پیدا کرده است. ما به این متخصصان اعتماد می‌کنیم، زیرا دانش و تخصص لازم برای ارزیابی مستقیم عملکرد آن‌ها را نداریم.
 
عوامل دوگانه تأثیرگذار بر تار و پود اعتماد
 
این جامعه‌شناس، دو دسته عامل کلیدی را در شکل‌گیری و یا تضعیف این اعتماد شناسایی کرد:
 
1.  عوامل درون‌سازمانی: دکتر مختاری تاکید کرد که "عملکرد درونی نهادها و سازمان‌ها، اعم از دانشگاه‌های علوم پزشکی، بیمارستان‌ها و مراکز درمانی، نقش مستقیمی در تقویت یا تخریب اعتماد عمومی ایفا می‌کند.
 وی شفافیت در عملکرد، پاسخگویی مسئولانه و صداقت درونی را از ارکان اساسی در ایجاد و حفظ این اعتماد برشمرد.
 
2.  عوامل اجتماعی-اقتصادی: دکتر مختاری با اشاره به تاثیرات عمیق شرایط عمومی جامعه بر روان جمعی، بیان داشت: وضعیت کلی جامعه، روابط بین افراد و همچنین بسترهای اقتصادی، همگی در گستره و عمق اعتماد عمومی نقش دارند.
 
نگاهی عمیق‌تر به آمارهای اعتماد: مزیت نسبی نظام سلامت
 
بر اساس آمارهای موجود، دکتر مختاری اعلام کرد که "اعتماد عمومی به نظام سلامت در ایران، در مقایسه با دستگاه قضا، وضعیت بهتری را نشان می‌دهد.
 وی همچنین به یافته‌های پیمایش سال ۱۴۰۰ اشاره کرد که "اعتماد عمومی به نظام سلامت در ایران در سطح متوسط رو به بالا ارزیابی شده است. نکته قابل توجه دیگر، یافته‌های مربوط به اعتماد در استان‌های مختلف بود که نشان داد برخی استان‌ها، به ویژه در نواحی شمالی کشور، میزان اعتماد بالاتری نسبت به میانگین کشوری (حدود ۴۰ درصد) از خود نشان می‌دهند.
 با این حال، دکتر مختاری به یک روند نگران‌کننده نیز اشاره کرد: اعتماد به افراد متخصص، مانند پزشکان، در بسیاری موارد بیشتر از اعتماد به کل نظام سلامت است؛ این نشان می‌دهد که هنوز چالش‌هایی در سطح کلان نظام وجود دارد.
 
عدالت، اقتصاد و تبعیض؛ سه ضلع مثلث بی‌اعتمادی
دکتر مختاری یکی از اساسی‌ترین عوامل تضعیف‌کننده اعتماد را برداشت جامعه از عدالت" دانست و گفت: زمانی که احساس نابرابری و بی‌عدالتی در جامعه حاکم شود، بستر بی‌اعتمادی فراهم می‌گردد.
وی سپس به نقش تعیین‌کننده شرایط اقتصادی اشاره کرد: با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از جامعه خود را در طبقات پایین یا متوسط رو به پایین طبقه‌بندی می‌کنند و بیش از ۸۰ درصد از شهروندان معتقدند شرایط اقتصادی نسبت به گذشته بدتر شده است، این وضعیت، زمینه را برای افزایش بی‌اعتمادی فراهم می‌سازد.
 
این جامعه‌شناس، معضلات دیگری چون "احساس نابرابری و تبعیض، افزایش بیکاری، گرانی لجام‌گسیخته و تبعیض‌های ناروا را از دیگر عواملی دانست که به طور مستقیم اعتماد عمومی را خدشه‌دار می‌کند. وی با استناد به آمار، افزایش چشمگیر شکایات مربوط به گرانی از ۴۶.۵ درصد در سال ۱۳۹۳ به ۶۶ درصد در سال ۱۴۰۱ را مثالی عینی از این روند برشمرد.
 
دکتر مختاری در ادامه، به شاخص‌های اجتماعی نگران‌کننده اشاره کرد و گفت: "روند صعودی آمار خودکشی، از ۱.۵ نفر در هر صد هزار نفر در سال ۱۳۹۵ به ۲ نفر در سال ۱۴۰۲، نشان‌دهنده عمق نارضایتی‌ها و رنج‌های اجتماعی در جامعه است." وی تاکید کرد: این نارضایتی‌ها، اولین و بارزترین قربانی خود را در حوزه اعتماد عمومی می‌یابد و اعتماد اجتماعی را به شدت متزلزل می‌کند.
 
راه‌کارهای عملی برای بازیابی اعتماد: از شفافیت تا معیشت
 
دکتر مختاری در بخش پایانی سخنان خود، مجموعه‌ای از راه‌کارهای عملیاتی را برای تقویت اعتماد به نظام سلامت ارائه داد:
 
   تقویت ارتباط دوسویه پزشک و بیمار: تمرکز بر ارتقاء مهارت‌های ارتباطی کادر درمان، درک عمیق‌تر وضعیت بیمار و پرهیز از هرگونه قضاوت یا برچسب‌زنی.
 
   ترویج فرهنگ شفافیت: ارائه صریح و شفاف تشخیص‌ها، روند درمان و نتایج آزمایش‌ها به بیماران، و همچنین پاسخگویی بی‌پرده در برابر پرسش‌ها.