رئیس دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، در آیین بزرگداشت حکیم فردوسی که همزمان با هفته ملی سلامت با محوریت خرد ایرانی و سلامت، برگزار شد، تأکید کرد: ارتقای سلامت جامعه تنها از مسیر مداخلات درمانی محقق نمیشود، بلکه نیازمند تقویت فرهنگ گفتوگو، خردورزی و بهرهگیری از ظرفیتهای ادبی و هنری است.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه، دکتر سیده رقیه پناهی، با بیان اینکه این نشست در ادامه برنامههای هفته سلامت و با هدف پیوند مفاهیم شاهنامه با رویکردهای نوین سلامت برگزار شده است، افزود: در نگاه امروز، سلامت صرفاً نبود بیماری نیست، بلکه تعادل میان جسم، روان و اجتماع است؛ تعادلی که در متون کلاسیک ما از جمله شاهنامه نیز بهصورت نظاممند و در قالب روایتهای اخلاقی و فرهنگی مورد توجه قرار گرفته است.
دکتر پناهی با اشاره به اینکه فردوسی شاهنامه را با ستایش خرد آغاز میکند، تصریح کرد: در جهانبینی فردوسی، خرد بنیان سامان فردی و اجتماعی و ضامن تعادل روانی است و فاصله گرفتن از آن، جامعه را به سوی افراط، خشونت و بیثباتی سوق میدهد؛ مفهومی که در علوم رفتاری امروز با عنوان خودکنترلی و تنظیم هیجان شناخته میشود.
به گفته وی، بسیاری از بحرانهای شاهنامه زمانی شکل میگیرند که شخصیتها از خرد فاصله میگیرند و اسیر خشم و غرور میشوند.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی یاسوج همچنین با تأکید بر نقش گفتوگو در افزایش تابآوری افراد در مواجهه با بحرانهای جسمی و روحی، خاطرنشان کرد: ما پیش از آنکه سخنران باشیم، باید یادگیرنده گفتوگو باشیم و ظرفیت شنیدن صدای مخالف و پذیرش دیدگاههای متفاوت را در خود تقویت کنیم. برگزاری نشستهای فرهنگی و شعرخوانی در دانشگاه نیز با همین رویکرد و با هدف ایجاد بستر همدلی و فهم متقابل دنبال میشود.
وی در پایان با اشاره به شرایط پرتنش و دوقطبی امروز جامعه، گفت: فردوسی یادآوری میکند که ملتها تنها با قدرت باقی نمیمانند، بلکه به معنا، امید و کرامت انسانی نیاز دارند؛ مفاهیمی که پایههای سلامت روان و اجتماعی را شکل میدهند و باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرند.
در ادامه معاون فرهنگی و امور دانشجویی دانشگاه گفت: تاریخ پزشکی و بهداشت به آفرینش گره خورده است، زرتشت و فردوسی پایههای سلامت را بنا نهادند.
دکتر عباسعلی ابراهیمی مهر، با اشاره به ریشههای عمیق طب و سلامت در تاریخ بشر، بیان داشت: از ابتدای خلقت، بشر همواره با درد و رنج جسمی و روحی دست و پنجه نرم کرده و از همان دوران به دنبال تسکین آلام خود بوده است.
وی افزود: بررسی تعالیم زرتشتی و شاهنامه فردوسی، نشاندهنده توجه ویژه به مقوله سلامت در ایران باستان است. در دین زرتشت، بیماری ناشی از عدم رعایت بهداشت فردی و رفتار اهریمنی تلقی میشد. زرتشت با کنار نهادن خرافات و باورهای نادرست، علم نوین پزشکی را بنا نهاد که بر سه اصل درمان دارویی، کاردرمانی و تلقین کلام مقدس استوار بود. در این مکتب، بهداشت بر درمان اولویت داشت و عناصر چهارگانه به عنوان نماد پاکیزگی مورد تاکید فراوان قرار میگرفت.
دکتر ابراهیمی مهر، یکی از مشهورترین اشارات پزشکی در شاهنامه را زایمان رستم دانست و گفت: فردوسی در شاهنامه، پیدایش هنر پزشکی را به جمشید نسبت میدهد که با استفاده از رایحههای خوش مانند کلاب، عود و عنبر، بنای علم پزشکی را نهاد. همچنین، مباحث بهداشت و آسیبشناسی که فردوسی به آن اشاره کرده، در زایمان رودابه و رستم نمود پیدا میکند؛ جایی که به دلیل جثه بزرگ رستم، چالشهایی در زایمان پیش میآید.
در ادامه ایراندخت فرخی؛ دکترای ادبیات گفت: اگر بخواهیم از میان مفاهیم گسترده و ژرف شاهنامه، یک محور فراگیر و بنیادین را برگزینیم، آن مفهوم بیتردید خرد است. شاهنامه تنها روایت پهلوانیها و پادشاهیها نیست، بلکه متنی است که در آن سلامت روان، تدبیر، مهار احساسات، و توانایی تصمیمگیری درست، همگی در پرتو خرد معنا مییابند.
وی افزود: بر این باورم که فردوسی بزرگ، پس از ستایش پروردگار، خرد را در والاترین جایگاه مینشاند و آن را راهنمای جان و جهان معرفی میکند. در سراسر شاهنامه، خرد نهتنها معیار سنجش شخصیتها، بلکه عامل شکلگیری سرنوشت فردی و اجتماعی آنان است. از اینرو، هر جا سخن از راستی، وفاداری، شکیبایی و تصمیمگیری بهمیان میآید، رد پای خرد نیز آشکار است.
دکتر فرخی ابراز داشت: در روایتهای گوناگون شاهنامه، این مفهوم بهروشنی نمایان میشود. از سرگذشت زال که با وجود طردشدگی آغازین، بهتدریج جایگاه و کرامت خویش را بازمییابد، تا داستان پهلوانان و شهریارانی که در بزنگاههای دشوار، با انتخابهای خود، میزان خردمندی خویش را نشان میدهند. در این اثر، خرد به معنای صرف دانش یا هوش نیست، بلکه در بهکار بستن دانایی، مهار خشم، دوری از شتابزدگی، و تشخیص حقیقت از میان آشوب و فریب جلوه میکند.
وی تاکید کرد: شاهنامه همچنین به ما میآموزد که خرد، کیفیتی ایستا و تضمینشده نیست؛ بلکه امری است که ممکن است در اثر غرور، خودکامگی و غفلت از میان برود. چنانکه در داستان جمشید میبینیم، پادشاهی که روزگاری مظهر نظم، آبادانی و دادگری است، هنگامی که از مرز فروتنی و خودآگاهی عبور میکند، خرد را از کف میدهد و این انحراف، زمینهساز تباهی جامعه میشود. از این منظر، پیام فردوسی روشن است: بقای انسان و سامان جامعه، در گرو خردورزی است.
در ادامه عضو هیئت علمی دانشگاه اذعان داشت: شاهنامه، اثر سترگ فردوسی، با وجود جایگاه ادبی و تاریخیاش، با چالشهای تاریخی و تفسیری متعددی روبروست. بررسیها نشان میدهد که استفاده از منابع ساسانی در تدوین این اثر، گاه منجر به تحریف واقعیتهای تاریخی یا کمتوجهی به دورههایی چون اشکانیان شده است. برای مثال، روایتهای مربوط به شخصیتهایی مانند مانی و مزدک در شاهنامه، از نظر تاریخی دقیق نیستند؛ چنانکه در مورد مانی، واقعهی مناظره با شاپور دوم، در حقیقت به دورهی شاپور اول بازمیگردد و در مورد مزدک، ترتیب رویدادها وارونه است. این ناهماهنگیها، که ناشی از ترکیب منابع و نگاه خاص زمانه فردوسی است، ایجاب میکند که شاهنامه را نه صرفاً یک متن تاریخی، بلکه اثری ادبی با محدودیتهای خاص خود در نظر گرفت.
دکتر غلام عباس سبز افزود: بازنمایی اخلاقی شخصیتها، حتی دشمنان. ماجرای سیاوش و احساس عذابوجدان پیرامون آن، نمونهای از این پیچیدگیهاست. اما نکتهی برجستهتر، تصویرپردازی برخی دشمنان به عنوان شخصیتهایی اخلاقمدار، خردمند و اهل گفتوگو است. این رویکرد، که در تقابل با تصویرسازیهای صرفاً شرورانه از دشمنان در داستانهای دیگر (مانند رستم و سهراب) قرار میگیرد، بر اهمیت دیپلماسی، مذاکره و رفتار اخلاقی حتی در مواجهه با خصم تأکید میکند.
وی اذعان داشت: فردوسی در این موارد، دشمن را نه نمادی از شر مطلق، بلکه بخشی از واقعیت پیچیدهی انسانی با ابعاد گوناگون به تصویر میکشد که این خود، لایههای عمیقتری از درک ما را نسبت به اثر میگشاید.
